لسان الملك سپهر

2013

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

على فرمود : عمّني رسول اللّه بعمامة سدل طرفها على منكبي . و اين همان عمامه است كه به حسين بن على عليه السّلام رسيد و در كربلا شهادت يافت ، - چنان كه ان شاء اللّه در جاى خود مذكور مىشود - . و گاهى پيغمبر عصابه « 1 » مىبست از حاشيهء برد ؛ و ديگر دو جامه داشت براى روز جمعه كه در ساير ايام نمىپوشيد ، و منديلى « 2 » داشت كه بدان چهره را از وضو مسح مىفرمود و گاهى پس از وضو روى را به طرف ردا مسح مىفرمود . و در سقر جبّه‌اى از صوف داشت كه سه حلقهء نقره بر آن بود ؛ و ديگر پوستينى مكفوف به سندس داشت كه ملك روم فرستاد ؛ و ديگر ردائى داشت كه نام آن « فتح » بود و شش ( 6 ) ذراع طول و سه ( 3 ) ذراع و يك شبر عرض داشت ؛ و ديگر ردائى مربع داشت ؛ و ديگر كسائى سياه ؛ و ديگر كسائى احمر داشت كه ملبّد بود ، وقتى پيغمبر كساى اسود در برداشت امّ سلمه عرض كرد : ما رأيت شيئا قطّ كان أحسن من بياضك في سواده . و رنگ سبز را پسنده مىداشت . و گفته : لبس فى وقت حلّة حمراء و ازارا و رداء ، و فى وقت ثوبين ؛ و فى وقت جبّة ضيّقة الكمّين ، و فى وقت قباء ، و فى وقت عمامة سوداء و ارخى طرفيها بين كتفيه ، و فى وقت مرطا اى كساء اسود من شعر و كانت ازارته الى انصاف ساقيه . قال صلّى اللّه عليه و آله لباس الصّلحاء الى نصف السّوق و لباس السّفهاء مكنسة السّوق . رسول خدا جامه را تا نيمهء ساق مىآورد ، لاجرم مىفرمايد : « جامهء مردم صالح تا نيمهء ساق است و جامهء ديوانگان جاروب بازار است » و هنگام رحلت كساء ملبّد و ازار غليظ پوشيده بود . و آن حضرت را خفين سياه بود كه آن را نجاشى هديه كرد ، و گاهى نعل آن حضرت موى داشت ، و گاهى موزه بىموى مىپوشيد و كان لنعله قبالان مثنى شراكهما . و آن حضرت را دو نعل از سبت « 3 » بود و موزهء مخضّره « 4 » ذات القبالين داشت ، و موزه زرد داشت ، و هيچ وقت در سفر بىقاروره و دهن و مكحله و شانه كه از پشت سلحفات « 5 » بحرى بود نبود - و اينكه گويند از عاج بود مراد دندان فيل

--> ( 1 ) . عصابة : سربند و دستار سر . ( 2 ) . منديل : دستمال . ( 3 ) . سبت : پوست گاو دباغى شده . ( 4 ) . مخضره : سبز رنگ . ( 5 ) . سلحفات بحرى : سنگ پشت دريائى .